خانواده حشري ي | قائم دانلود

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » خانواده حشري ي

خانواده حشري ي

خانواده حشري ي
 
داستان های ضربدری – صفحه 12 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_12.html
Translate this page
من خیلی ادم حشری هستم و خیلی به سایت شهوانی سر میزدم و داستاناش رو می خوندم . ….. تو باغ يه خونه بود ولي ما زير سايه ي خونه رو حصير نشستيم و خورديم سه نفري. ….. اسمش سامان بود مثل خودم اهل حال و البته باید بگم که تخصص خیلی خوبی تو مخ زدن داشت من از یه خانواده ی مرفه بودم خانواده سامان هم تقریبا مثل خانواده من تو یه رنج بودن .
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 58 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_58.html
Translate this page
اولین سکس افسانه سلام من افسانه هستم الان که این اتفاق زندگیم را مینویسم بیست و هشت سالمه من یک خانواده چهار نفره دارم بابا که شغلش آزاده مامانم که دبیر آموزش و پرورش … یه روز صب که خیلی حشری بودم و همش منتظر بودم بره سر کاراش تا باز بهش بمالم دیدم بیدار نمیشه رفتم تو اتاق به پهلوی چپ خوابیده بود مامانم عادت داره شبا وقتی …
سكس در ويلاي شمال
https://shahvani.com/dastan/سكس-در-ويلاي-شمال
Translate this page
Jul 14, 2013 – بعدش من تيشرتمم درآوردم و چرخيدم جوري كه اون افتاد زيرم. منم اوّل تاپشو در آوردم و و بعد سوتينش ، حالا اون ٢ تا سينه ي بلوري دقيقاً جلو چشماي من بود و من هم شروع كردم به خوردن و ليسيدن سينه هاش. بعد شلوارشو در آوردم، شرتش خيسِ خيس بود و معلوم بود حسابي حشري شده. شرتشو در آوردم. واي چي ميديدم؟؟؟؟!!!!… يه كُس بدون مو …
داستان های سکس فامیلی | ي ري تخمي كرد كردم جر اخ جون مامان خواهر …
https://kir2kos.wordpress.com/category/داستان-های-سکس-فامیلی/
Translate this page
ام از اونجایی که این دختر دایی من تو 1 خانواده حرب ا… … حالی دارم من آی خدا دارم می میرم از خوشی منم با این حرفا اینقدر حشری شده بدم که با تمام سرعتم داشتم تلمبه می زدم بعد از 5 دقیقه حس کردم داره آبم میاد گفتم کجات بریزم اونم گفت بریز تو کونم منم با تمام وجودم این دقیقه آخر رو تلمبه زدم جوری که از کونش داشت خون میومد وقتی آبمو خالی …
چطور شوهر مادرزنم شدم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/چطور-شوهر-مادرزنم-شدم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – باسلام اين اولين خاطره ارسالي بنده است وبرگ سبزيست تحفه درويش من دردانشگاه با همسرم آشناشدم وفهميدم درهمان كودكي پدرش رااز دست داده واوتنها ثمره عشق پدرومادرش بوده عاشقانه سحرم رادوست داشتم وبدون تعارف ميگم اگريك روزنمي ديدمش گريه ميكردم. بعدازدوسال زندگي مشترك دراين وضعيت تغييري ايجادنشده چون گل …
داستان سکسی واقعی
dastanvaghei.blogspot.com/
Translate this page
Sep 5, 2011 – یهو شاخ در آوردم. گفتم چطور؟ گفت یه روز حشری شده با خیار کسشو پاره کرده. تو دلم گفتم پس من مرده بودم؟. گفت اگه اومد راضیش میکنه که به من بده. آخه مامانم بعد از اون جریان خواهرم دیگه روش باز شده. کلی با خواهرم حال کردن. خلاصه من فهمیدم که تمام اهل خونه عاشق سکس خانوادگی هستن. یعنی فهمیدم که بابام هم خواهرمو گاییده.
داستانهای سکسی
aahyes.blogspot.com/
Translate this page
Dec 13, 2006 – من در حدود 8 سال با دختر داييم فاصله دارم يعني كوچكترم ، راستش ما با خانواده داييم خيلي قاطي هستيم و چون خونمون نزديكه زياد رفت و آمد داريم.دختر داييم الان 27 سالشه و هنوز مجرده.مثل هميشه يه روز رفتم خونه ي داييم تا با پسر داييم بازي كنم زنگ زدم كسي در رو باز نكرد پس از جند دقيقه وقتي خواستم برگردم برم ديدم دختر …
برای اولین بار: عکس‌های سکسی ایرانی از سکس ضربدری دو زوج ایرانی …
sexiseks.com/عکس-سکسی-ایرانی/برای-اولین-بار-عکس‌های-سکسی-ایرانی-از/
Jan 1, 2014 – با سلام هر زوجی دنبال یه مرد 30 خوشتیپ وقابل اعتماد واسه سکس سه نفره هست من هستم خیلی شهوتی هستم اوربرو خانواده طرفخیلی برام مهمه و هر مردی که دوس داره از خانومش حرف بزنه از سکس خانمش حرف باهام تماس بگیرن 93849686. sasan. می 23, 2016 at 8:14 ب.ظ • پاسخ دادن. پسری جوان جهت سکس ضربدری از شیراز …
سکس من و آتنا حشری | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/سکس-با-دوست-دختر/سکس-من-و-آتنا-حشری/
Translate this page
Feb 7, 2016 – مدت ها بود که با آتنا دوست بودم و رابطمون به غير از سکس معني ديگه اي نداشت. مضمون تموم حرفامون بيرون رفتنامون فقط سکس و حرفاي سکسي بود. آتنا به دليل اينکه تو خونه خيلي مشکلات داشت با خونواده ش مخصوصن پدرش (که زن دوم داشت) به شدت درونگرا و احساساتي بود که جنبه ي سو استفاده ي منم فراهم مي کرد.
من و خواهرم سمانه | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-9/
Translate this page
Jul 10, 2010 – راستش من توی یه خانواده ی پنج نفره زندگی میکنم و دو تا خواهر بزرگ تر از خودم دارم.خواهر بزرگترم 30 سالشه و ازدواج کرده و … پاهاش رو باز کردم و خیلی آروم زبونم رو بین چاک کسش گذاشتم و از پایین تا بالا با فشار کشیدم که این بار سمانه یه آه بلند تر کشید که بیشتر منو حشری کرد.حالا دیگه با سر روی کسش بودم و …
Missing: ي

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS