داستان با عمه جون | قائم دانلود

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان با عمه جون

داستان با عمه جون

داستان با عمه جون
 
داستان سکسی: سکس من با عمه جونم
sexy2dn.blogspot.com/2014/08/blog-post.html
Translate this page
داستان سکس من با عمه جونم. سلام من اسمم وحید هست میخواستم یک خاطره کاملا واقعی براتون تعریف کنم. من 22 سالمه و دانشجو هستم و یک عمه خیلی خوشگل و ناز به نام لاله دارم اون واقعا خوشگل و سکسی هست.هر موقع که میومدن خونمون من اون رو نگاه میکردم و با خودم ور میرفتم عمه من 28 سالشه و تا الان بچه دار نشده به خاطره شوهر چون اون مشکل نازایی …
کردن عمه ى پيرم تو حموم – دانلود مستقیم فیلم و عکس سکسی
vatan.4forum.biz › داستان سکسی
Translate this page
Jan 2, 2015 – داستان از اون روزى شروع شد که من نزديکاى ظهر به عمم زنگ زدم و گفتم عمه فرح واسه خونه سيب زمينى گرفتم و برا تو هم گرفتم اگه جايى نميرى بيارم. عمه فرح … البته اينم بگم که من با عمم زياد راحت نيستم که دروغکى بگم ميشينم باهاش حرفاى سکسى ميزنم باهاش صميمى هستم ولى تا حالا پيشش از سکس بحثمون نشده.
تلمبه ای بر محارم
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272559.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – طرفادوسه شب بیدارشدم دیدم همه جاتاریکه و نورابی ضعیف شب خواب تو هاله دیدم عمه با فاصله یک متری جاش گذاشتس و دخترعمه هم که تو اتاق.عمه ب طرف چب …. اه اه اه یا گی یا محارم ، این چه وضعیه ، اسم سایت رو باید دیگه گل مالی کرد ، بازم دم نویسنده هایی مثل اساطیر گرم که دارن داستان مینویسن نه مثل این اراجیف… حالمون …
با عمه ام تو باغ
https://shahvani.com/dastan/با-عمه-ام-تو-باغ
Translate this page
با عمه ام تو باغ. 1393/5/21. سلام داستانی رو که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به تابستون سال پیش عمو بزرگم از مکه اومده بودن و چون اونا توو اردبیل زندگی … آورد من قبل عمم با دختر عموم هم سکس داشتم ولی عمم خیلی حرفه ای بود همچین ساک میزد که انگار کار هر روزشه بهش گفتم عمه جون روزی چند بار میکننت و ناراحت شد و گفت تا …
عمه جون
https://shahvani.com/dastan/عمه-جون
Translate this page
عمه جون. 1388/9/21. یادمه از بچگی خیلی خونه عمم میرفتم مثلا برای بازی با پسر عمم . همیشه اوقات تعطیلی من تو خونه عمم میگذشت .همین طور من بزرگتر میشدم و نشانه هایی از سکس خواهی و تمایل به جنس مقابل در من شعله ور می شد . بی اختیاربه پاهای لخت عمم نگاه میکردم یا به پستونهای درشتش خیره میشدم .خودش هم میفهمید اما به روی خودش …
خارش عمه لیلا
https://shahvani.com/dastan/خارش-عمه-لیلا
Translate this page
Apr 5, 2012 – خيلي حاشيه رفتم بريم سراغ داستان . يه روز من ميخواستم … با خنده گفت من و عمه ماندانات ( همين عمه بزرگم ) واسه همديگرو ميپوشيم خونه هم بودني . منم گفتم آخه شما … گفتم آخه تقصير خودته عمه جون . ببين وضعتو . گفت خوب الان يه کاري کن اين بخابه رگاشم زده بيرون . بخوام تکو بخورم ميره تو چشم . بعد با هم خنديديم .
عمه مادرمو گایید – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/عمه-مادرمو-گایید-
Translate this page
Sep 19, 2016 – سورنا هستم ۱۹ ساله یه عمه داشتم به اسم عمه اکرم ۳۷ سالش بود و خیلی پررو همیشه باهام لج بود چون من از مامانم تو دعواهایه خانوادگی دفاع میکردم و باهاش بد بودم اونشب خونه مادر بزرگم بودم عمه اکرمم اونجا بود اصن حوصلشو نداشت باز متلکاش بهم شروع شد به یه بهونه ای از اونجا زدم بیرون و رفتم سمت خونه وسطای راه که بودم تو …
گایش خاله جون | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/12/1-14/
Translate this page
Jul 12, 2010 – گایش خاله جون. luglio 12, 2010 di iransms. سلام من حمید هستم . داستانی رو که براتون میخوام تعریف کنم مربوط میشه به اولین سکس من. هر کسی تو زندگیش از یکی خوشش میاد که دوست داره با اون سکس داشته باشه. من هم عاشق خاله جووووووووونم شدم. من 1 خاله دارم که هر چی از خوشگلی این حوری بگم کم گفتم. خاله من 35 سال سن …
ســــکس من و دختردایـــی | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/…/ســــکس-من-و-دختردایـــی/
Translate this page
Jun 28, 2011 – مـــن معــین 22 سالمه واین داستان بر میگرده واسه 3 سال پیش یه دختر دایی دارم که یه سالی ازم بزرگتره و یه بدن سکسی و جزابی داره ؛ مخصوصا سینه هاش که تو کفش بودم از کوچیکی با هم بودیم و خونمون هم کنار همه من همیشه تو کف کردنش بودم به هر طریقی می خواستم این کیره رو به کس و کونش بمالونم تا اینکه یک رو این …
عمه جونم کمکم کرد که مرد بشم | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/سکس-با-عمه‌/عمه-جونم-کمکم-کرد-که-مرد-بشم/
Translate this page
Nov 30, 2015 – سلام. اسم من رامین هستش وساکن تهران.من میخوام خاطره خودم با عمه خودموتعریف کنم… **. سن من 21 قد181وزن78 بدن روفرمی دارم اسم عمه من زهرا هستش یه زن 40 ساله قدحدودا170وزن تقریبا 70با سینه های 80(اینوبعدافهمیدم)بدن خیلی عالی ولی خب سینه هاش فوق العاده ست گردو برامده باکون محشر بریم سرداستان:

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS