داستان بيا منو جر بده کده | قائم دانلود

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !



                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بيا منو جر بده کده

داستان بيا منو جر بده کده

داستان بيا منو جر بده کده
 
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 40 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_40.html
Translate this page
(جوِ داستانهای سکسی منو گرفته بود)من بعد از ماساژه بالا تنش ازش پرسیدم که پاهاشم ماساژ بدم اون خجالت کشید و رفت زیر پتو منم اجازه گرفتم تا دوباره بوسش کنم که گفت جو فیلم … من تازه فهمیدم که چقدر کوس خول بودم که فکر میکردم اون میاد و با کسی که از بچگی بزرگش کرده سکس میکنه!! … گفتم بیا حولت رو بدم بابایزرگ.
وقتی داریوش منو گایید – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/وقتی-داریوش-منو-گایید
Translate this page
Jul 26, 2012 – خیلی دلم می خواست داستان سکس خودم با همسرم رو یه جایی که هیچ کس ما رو نشناسه تعریف کنم و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم . … خیلی حشری بودم و دلم می خاست همه لباسای داریوشو جر بدم و ببینم غیر از اون سینه ی پر مو دیگه چیا داره… اونم بدتر … دو تا پاهامو با دستاش از هم باز کرده بود و میخواست کیرشو فرو کنه تو.
دعوای من و زنم
https://shahvani.com/dastan/دعوای-من-و-زنم
Translate this page
دعوای من و زنم. 1392/3/30. این یک داستان خیالی است! من رضا هستم، 31 سالمه و اسم زنم مهرنوش است و 30 سالشه، ما هردومون آدمهای سکسی و هاتی هستیم، اما یه مشکلی … که از قبل آماده کرده بودم رو باز کردم و دل دل میکردم که مهرنوش کم نیاره که مهرنوش صدام کرد، رضا بیا قبل از اینکه کارتون رو شروع کنید یک کم کمر منو ماساژ بده، کشت منو، به …
18 | ژانویه | 2008 | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/2008/01/18/
Translate this page
Jan 18, 2008 – خلاصه نشستیم پای لز دیدن و کم کم هم دستمون رفت تو شلوارک و داشتم به کسم ور میرفتم و باز رفتم تو خیال که آخه سعیده چه جوری سکس کرده با داداشش و ….. بابا هم با یک حرکت کیرش رو کرد تو کون مهسا و مهسا گفت جوووووون این کیره باباییه که تو کونمه هاااا جون بابای خوبم دخترت رو بکن جر بده منو جلوی ابجیم …
کس خونه
homema.blogspot.com/
Translate this page
Nov 3, 2004 – کون به اندازهء مناسب کس خوشگل و کم مو پستونای درشت و سفت و پوست کشیده و سفید زن عموم با اون موهای خرمایی فر همه چیز رو آماده کرده بود برای کیر بیچارهء من تا قد علم بکنه و بخواد شلوار جین رو جر بده……تا اومدم بیام بیرون زن عموم دستمو گرفت و بعدش سرم رو از پشت گرفت و هل داد پایین روی سینه هاش.
داستان کده سکسی: امير و درنا
dastangadasexey.blogspot.com/2012/10/blog-post_5.html
Translate this page
Oct 5, 2012 – منم جو گرفتم تندي رفتم كه درنا رو نجات بدم ولي پام به پاي درنا گير كرد و افتادم روش. واي چقدر بدن … ناگهان سگه گير داد به من و با پنجه اش اومد رو صورتم ولي دم مهدي گرم زود به دادم رسيد و سگ رو گرفتش. من و درنا هم …. من كه اون فيلم رو ديده بودم بي اختيار گفتم: همون كه دوتا دختر خانم توش همديگر رو جر ميدن يهو درنا يه …
داستان کده سکسی: گناه لذت بخش با خواهرم
dastangadasexey.blogspot.com/2012/09/blog-post.html
Translate this page
Sep 7, 2012 – بايد مطلبي رو متذكر بشم به همه دوستان عزيزم كه استفاده از داستانهاي من در سايت يا وبشون با ذكر منبع اشكالي نداره***باتشكر:اميرسكسي*** داستان مر بوط به …. که هيچ وقت فراموش نکني کونتو جر ميدم اه کيرم تو کونت هر چي کيره تو کونت گفت قربون کيرت برم من کير ميخوام يالا کونمو جر بده اگه کونمو پاره نکني …
داستان سکسی واقعی
dastanvaghei.blogspot.com/
Translate this page
Sep 5, 2011 – یک آرایشی کرده بود که از بهار هم زیبا تر شده بود. … کمی چپ چپ به من نگاه کرد و آرام نی آتشین منو گرفت توی دستش و کمی لمسش کرد. … خودش و تکون بده. رفتم توی دست شوئی خودمو شستم و اومدم روتختی رو از زیر بهار جمع کردم. و براش یک نوار بهداشتی گذاشتم و شرتش و پاش کردم. و توی بغلم گرفتمش و خوابیدم.
به زور منو کردن | سکسکده
sexkadeh.com/به-زور-منو-کردن/
Translate this page
Feb 10, 2013 – گفتم الان آماده میشم وقتی اومدی برو نزدیک مدرسم نیا تو محله گفت باشه من میرم اونجا منتظرت می مونم آماده شدی بیا گفتم باشه.تلفونو قطع کردمو آماده … همونجا دستمو ازرضا ول کردمو به سرعت رفتم بایین که برم بیرون دیدم در قفله دیدم رضا داره میاد بایین رفتم در طبقه بایینو زدمو گفتم خانوم نجاتم بده.رضا خندیدو گفت …
من و مامان فاطمه | صد داستان سکسی
shahvatnak.com/طنز/من-و-مامان-فاطمه/
Translate this page
Apr 23, 2014 – من در تعجب کامل بودم درسته که من و مامام همیشه درد دل می کردیمولی هرگز چنین حرفی ازش نشنیده بودم.. یه چند دقیقه ای گذشت گفت ده حرف بزن توضیح بده!با هن هن کردن می گفتم مامان غلط کردم شیطان غولم زد…بابا هوس برم داشت ..ببخشید …گور پدر هوس همه رو دیوونه کرده …ببخشید…تو این دورو زمونه همه می زنن ولی دیگه از …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS